نقش ایمان به خدا در زندگى انسان چیست؟

شما اگر وارد منزلى شدید که مى‏دانید این خانه نه صاحبى دارد و نه حسابى، نه دوربینى در کار است و نه کنترلى، هیچ دلیلى براى نظم و دقّت و انضباط در کارهاى شما نیست. در خانه رها، ما هم رها هستیم وهرچه ریخت و پاش نکنیم ونفس خود را کنترل کنیم ضرر کرده‏ایم، ولى اگر بدانیم که این خانه صاحب و حسابى دارد و تمام رفتار ما زیر نظر اوست، به گونه‏اى دیگر زندگى خواهیم کرد. اگر ایمان بیاوریم که این هستى، صاحبى دارد به نام خداى حکیم و حسابى در کار است به نام معاد و براى تمام افکار و رفتار و گفتار ما پاداش یا کیفرى هست، ما نیز حساب کار خود را مى‏کنیم و خواسته‏هاى نفس سرکش خود را مهار مى‏کنیم. کارهایى را که صاحب خانه نمى‏پسندد، انجام نمى‏دهیم، زیرا مى‏دانیم به حساب تمام کارهاى خیر یا شرّ ما رسیدگى مى‏شود و خداوند در کمین ماست.

  
نویسنده : رضاحدادزاده ; ساعت ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۸ دی ،۱۳٩٠
تگ ها :

اقسام ایمان

 ایمان بر دو قسم است که یکی ایمان مربوط به عقل است . برهان و استدلال است که به این ایمان در فلسفه علم می گویند . علم به وجود خدا ، علم به نبوت ، معاد و امامت . این علم از راه برهان پیدا می شود . دومین ایمان ایمان عاطفی یا ایمان قلبی است  نه عقلی که ایمان قلبی را از نظر فلسفه معرفت می گویند و معنایش این است که آن ایمانی که مربوط به عقل است نمی تواند انسان را از ارتکاب گناه بازدارد بلکه می تواند آن باشد که در دل رسوخ کرده و دل آن را باور کرده باشد.

  
نویسنده : رضاحدادزاده ; ساعت ٧:۳٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۸ دی ،۱۳٩٠
تگ ها :

قلب و پیوند آن با وحی

مسلما در اصطلاح قرآن ، قلب آن عضو گوشتی بدن نیست هر چند که جهت نشان دادن نقش حیاتی آن و تقریب به ذهن می توان تشابهی به آن در نظر داشت:

قلب آن حالت استعداد درک و شهود حقایق متعالی جدای از تصورات ذهنی است . قلب کانون تلاقی نور عقل و نور وحی است . جایگاه رشد فکر و تحول درونی ،محیط کسب علم و تقوی و خانه اهل ایمان است.

درک و فهم قرآن برای کسی میسر است که قلب دارد:« اِنَّ فِی ذلِکَ لذکری لِمَن کَانَ لَهُ قَلبٌ .» (ق آیه 37)« به راستی در آن ذکر و یاد آوری برای کسی است که قلب دارد ».

پیامبر (ص) پیام گیر کامل محتوای وحی کسی است که این گونه قلبی دارد و از آن حقایق لبریز و سر شار می شود. تنها زبان فکر و استدلال برای آشنایی با قرآن کافی نیست و زبان دل لازم تر است.

خداوند تبارک و تعالی با زبان دل انسان را مخاطب قرار می دهد و او را از اعماق هستی و با تمام وجودش به حرکت در می آورد . در این حالت ، فکر و مغز انسانی تحت تاثیر نیست بلکه سراسر وجودش تحت تاثیر قرار می گیرد : «اِنَّمَا المُومِنُونَ الَّذِینَ اِذا ذُکِرَ الله وُجِلَت قُلُوبُهُم وَ اِذا تُلِیَت عَلَیهِم ایاتِهِ زادَتهُم ایماناً ..»(انفال آیه 2)«منحصرا مومنان آن کسانی هستند که چون یاد خدا شود ، دلهایشان ترسان می گردد و چون آیات قرآن برایشان خوانده شودبرایمانشان افزوده و به پروردگار خویش توکل کنند ، آنها کسانی هستند که نماز بپا داشته و از آنچه روزیشان داده ایم انفاق می کنند ، آنان به راستی مومنان واقعی هستند...»  

این حالت و این احساس عظیم و عمیق انسان با هستی ، حالت قلب و دل است . با قرآن و ذکر الهی است که فرد خود را شناخته و به وسعت و عمق پیچیدگی روح و قلب خویش واقف می شود و به حساسیت و لطافت و آسیب پذیری شدید روح خویش پی می برد . و به میزان سلامتی روح و قلب از حقایق قرآن و ایمان بر خوردار می شود و با انس و مصاحبت با قرآن زمینه وسوسه های شیطانی از بین می رود.
تاکید قرآن بر این نوع از درک با آن همه شدت و حدت (که حدود 132 بار فهم قلبی یا موانع فهم قلبی در قرآن آمده) برای آن است که خداوند یک روح و معنویت عالی و بی‏نهایت‏برای انسان قائل است  و بر آدمی واجب است که با پیروی کامل و صادقانه و عاشقانه از احکام الهی - مثلا با انجام واجبات و مستحبات، دوری از محرمات و مکروهات و مجاهدت با نفس - این جو را پاک و سالم نگه دارد تا از قرآن بهره شایسته ببرد. به تعبیر دیگر، دل آدمی طوری ساخته شده است که با نیکی‏ها پیوند دارد و قرآن کتابی است که تمامی نیکی‏ها را بیان می‏کند. و بهترین نیکی از آن کسی است که با قرآن در نیت و فکر و عمل صادقانه و قلبی ارتباط برقرار ساخته باشد: «وَ نُنَزِّلُ مِنَ القُرآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحمَةٌ لِلمُؤمِنینَ‏» (اسراء: 82) «و ما از قرآن آن چیزی را فرو می‏فرستیم که شفا و رحمتی برای ایمان‏آورندگان است‏».
چه زیباست‏سخن امام صادق‏علیه السلام آن‏جا که می‏فرماید: «مَن قَرَاَ القُرآنَ وَ لَم یَخضَع لله وَ لَم یَرق قَلبَهُ وَ لَایَنشِی حُزناً وَ وَجِلاً فِی سِرهِ فَقَد اِستَهانَ بِعَظمِ شَانِ الله تَعالی وَ خَسِرَ خُسراناً مُبِیناً.»
«کسی که قرآن را تلاوت کند و در برابر خدا خضوع نکند و دلش نرم نشود و در اندرون خویش اندوه و ترسی نیافریند، مقام بزرگ خداوند را سبک شمرده و دچار زیانی آشکار شده است.»
این کلام نورانی امام صادق‏علیه السلام در فهم قرآن از راه قلب بسیار مفید و راهگشاست.

 

  
نویسنده : رضاحدادزاده ; ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ دی ،۱۳٩٠
تگ ها :

عوامل سه گانه در حصول ایمان قلبی

1- تقیّد به ظواهر شرع                     

2- اجتناب از گناه                      

3- انجام مستحبّات

 

تقید به ظواهر شرع:

 اگر تقیّد به ظواهر شرع نباشد قطعاً انسان به جایی نمی رسد اگر هم خیال کند که رسیده تخیّل و وسوسه شیطانی است این تقیّد است که معنای لقاء را به دنبال می آورد« مَن کَانَ یَرجُو لِقاءَ رَبِّهِ فَلیَعمَلَ عَمَلاً صَالِحًا » از موارد تقیّد به ظواهر شرع اهمیّت دادن به واجبات و در مقابل قانون اسلام ، اوامر خدا ،اوامر پیامبر  (ص) و امام (ع)مطیع بودن است .

 

 اجتناب از گناه :

تقید به واجبات یک شرط اساسی است اما از آن مهمتر اجتناب از گناه است . درخت ایمان در اثر عبادت انسان به جائی می رسد خداوند تبارک و تعالی درقرآن شریف می فرماید: «وَ مَا خَلَقتُ الجِنَّ وَالاِنسَ اِلّا لِیَعبُدونَ » که فلسفه آفرینش جن و انسان را عبادت خویش می داند از آنجائیکه خدا هیچ نیازی به عبادت بندگانش ندارد پس عبادت حقیقی موجبات رسیدن انسان به کمال و خوشبختی را فراهم می سازد و انسانی که به حقیقت و لذت عبادت ودر پیشگاه حق بودن دست یابد هرگز حاضر به انجام گناه و اعمال ناشایست نخواهد بود انجام مکررگناه قساوت قلب می آورد آنان که در ارتکاب گناه دست بیشتری دارند درخت ایمانشان خشکیده و ریشه کن می شود .

 

انجام مستحبات:

 با انجام مستحبات و اهمیت دادن به آن انسان درخت ایمانش را آبیاری نموده ریشه هایش را تنومند     می سازد . خواندن قرآن ، راز و نیاز با خدا ، نماز شب از مهمترین  مستحبات است از دید اسلام خدمت به دیگران گاهی ممکن است به سر حد وجوب برسد و راه پنجاه ساله را به یک شبه بپیماید یعنی درخت ایمان را در دل بسیار محکم کند . تقید به ظواهر شرع ، اجتناب از گناه و اهمیت دادن به مستحبات همه در سایه توسل به اهل بیت (ص) و خلوص نیت میسر است.

  
نویسنده : رضاحدادزاده ; ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ دی ،۱۳٩٠
تگ ها :

مراتب ایمان در کنترل غرائز

 ایمان قلبی: ما اعتقاد داریم که این انسان را هیچ کس و هیچ چیز جز ایمان عاطفی نمی تواند کنترل کند در اینجا پای عقل لنگ است ، وجدان اخلاقی و علم نیز چندان جایی ندارند .تربیت اگر صحیح باشد آنگاه که غرائز طوفانی شد دیگر آه و ناله و داد او به جایی نمی رسد آنگاه که این انسان بخواهد کاری بکند قانون نمی تواند سدّی در مقابل او باشد اگر غریزه حبّ ریاست این انسان طوفانی شد آنگاه دیگر از ایمان عقلی هیچ کار ی ساخته نیست و برای رسیدن به هدفش نه تنها از اسفار ملاصدرا بلکه از قرآن نیز می گذردآنچه که می تواند انسان را کنترل کند فقط و فقط ایمان عاطفی و قلبی است  این ایمان از راه عمل پیدا می شود و نیازمند ریاضت و ترک گناه است تا بدینوسیله درخت ایمان را در دل ریشه دار کند . نماز اول وقت مخصوصا اهمیّت دادن به مستحبّات و اهمیّت دادن به خدمت به دیگران از ریاضتهای این ایمان است این اعمال درخت ایمانی را که در دل روئیده است آبیاری کرده و ریشه آن را در دی رسوخ می دهد.

 

  
نویسنده : رضاحدادزاده ; ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ دی ،۱۳٩٠
تگ ها :

متعلقات ایمان

 منظور از متعلقات ایمان چیزهای است که باید به آن ایمان داشت تعداد زیادی از آیات قرآن در این باره می باشد از جمله :

1- ایمان به غیب : از جمله مواردی است که مومنان باید به آن اعتقاد داشته باشند « اَلَّذِینَ یُومِنُونَ بِالغَیبِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلوهَ و مِمّا رَزَقناهُم یُنِفقُونَ » «آنانکه ایمان دارند به غیب و به (نادیدنی ) و به پای می دارند نماز را و از آنچه روزیشان کردیم انفاق می کنند .»

2- ایمان به خدا :  از دیگر مواردی است که باید یک مومن به آن ایمان داشته باشد

3- ایمان به لقاء پروردگار: از دیگر متعلقات ایمان می باشد . خداوند در  قرآن مجید می فرماید : «لَعَلَّهُم بِلِقاءِ رَبِّهِم یُومِنُونَ» « باشد که به ملاقات پروردگارشان ایمان بیاورند».

4- ایمان به آخرت: که در این باره خداوند می فرماید :« وَالَّذِینَ یُوِمُنونَ بِالاخِرَهِ وَ یُومِنُونَ بِهِ وَ هُم عَلی صَلاتِهِم یُحافِظَونَ » و« آنانکه به آخرت ایمان آوردند و به این کتاب نیز ایمان آوردند و آنها بر نمازشان محافظت می کنند »

5- ایمان به ملائکه :«کُلُّ امَنَ بِاللهِ وَ مَلائِکَتِهُ وَ رُسُلهِ وَ لکِنَّ البِرّ مَن امَنَ بِاللهِ وَ الیَومِ الاخِر و المَلائِکَتِهِ ...» « همه ایمان آورده اند به خدا و ملائکه اش اما نیکوکار ان است که ایمان آورده است به خدا و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب و پیامبران و کتابهای آسمانیش و پیامبرانش و ...»

6- ایمان به رسولان

7- ایمان به کتاب و دیگر کتب آسمانی :« وَالَّذِینَ یُومِنُونَ بِمَا اُنزِلَ اِلَیکَ وَ مَا اُنزِلَ مِن قَبلِکَ وَ..» « وکسانی که به آنچه که بسوی تو و قبل از تو(کتب آسمانی پیشین ) و به آخرت ایمان آورده اند»

 8- ایمان به آیات خداوندی

 

  
نویسنده : رضاحدادزاده ; ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ دی ،۱۳٩٠
تگ ها :

مفهوم اصطلاحی ایمان از دید صاحبنظران

   اصطلاح کلامی و عرفانی ایمان به معنی گرویدن ، تصدیق ،شوق و اطمینان  در مقابل کفر ، به معنی خضوع  و تصدیق مطلق و ثبات فضیلت نیز آمده است بعضی از مشایخ گفته اند : «اَلایمانُ تَصدِیقٌ و اِعتِقادٌ وَ الاِسلامُ خُضوعٌ و اِنقِیادٌ».

عطار گوید:                نور ایمان از بیاض روی اوست                          ظلمت کفر از سر موی اوست .

کاشانی می گوید : ایمان درست آن است که مومن در عقیده خود به درجه یقین می رسد و متفاوت است طایفه ای در دنیا به علم الیقین بدانند و عده ای عین الیقین و ایمان اصل یقین بود و علم الیقین و حق الیقین فروع  آن است . ایمان در اصطلاح کلامی بر دو قسم است  : مستقر و مستودع 

- ایمان مستقر آن باشد که از ادله یقینیه بر مبنای اجتهاد و تحقیق حاصل شود . ایمان مستودع آن باشد که از ادله یقینی ماخوذ نباشد بلکه ناشی از ظن و گمان و تقلید است و ایمان در اصطلاح محدثین به مفهوم تشیع و اعتقاد به امامت ائمه اطهار می باشد .

  
نویسنده : رضاحدادزاده ; ساعت ٦:٥۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ دی ،۱۳٩٠
تگ ها :

معنای لغوی ایمان

 

 اصل اَمَنَ طمانینه و آرامش نفس است و از بین رفتن ترس و ایمان یعنی مطلق تصدیق.

تاج العروس ایمان را چنین تعریف کرده است: ایمان منحصرا بر اقرار به زبان اطلاق می شود و گاهی ایمان به معنی اظهار خضوع و نیز به معنی قبول شریعت و آنچه که پیامبر اکرم (ص) آورده و اعتقاد قلبی به آن است . پس کسی که بر این صفت باشد مومن  و مسلمان است که ریب و شک در او راه ندارد و ایمان تصدیق و تهذیب است .

در معجم الفاظ قرآن ، ایمان این چنین تعریف می شود که ایمان گرایش قلبی و وابستگی فکری و اعتقادی و روانی به یک معبود به یک قلب حاکم و مرکز است به شکلی که انسان طبق آن عمل کند و به لوازم ایمان و تعهدات آن پایبند باشد بنابراین در این مفهوم ،باور نهفته است ،یعنی قبول یک مطلب به وضوح و روشنی به نحوی که دل را مسخّر کرده و روشن سازد و دل زنده به آن باور باشد. ایمان به مفهوم اذعان و تصدیق است در فرهتگ فارسی معین چنین آمده است :ایمان به معنی گرویدن ،عقیده داشتن ، ایمن کردن  و بیم نداشتن است.

  
نویسنده : رضاحدادزاده ; ساعت ۳:٤٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ دی ،۱۳٩٠
تگ ها :

← صفحه بعد